عشق به گل و گیاه نشاط و شادابی را به انسان هدیه می‌دهد

عشق به گل و گیاه نشاط و شادابی را به انسان هدیه می‌دهد
یادش بخیر، حیاط خانه پدربزرگ چه باغچه زیبایی داشت. پر از گل‌های رنگارنگ و یک حوض آبی‌رنگ که پر بود از ماهی‌های قرمز و سفید. از آن سال‌ها خیلی گذشته و تقریباً دیگر خبری از کوچه‌باغ، حوض و باغچه نیست...
خانه‌های بزرگ و حیاط‌دار جای خود را به ساختمان‌های چندطبقه قوطی‌کبریتی داده و درون خانه‌ها به‌جای طبیعت زنده، کلی وسایل به‌اصطلاح مدرن جا خوش کرده است. اما بااین‌حال هستند کسانی که خوش‌ذوقند و طراوت بهار را نه تنها در خانه‌شان بلکه در دلشان نیز تازه نگه می‌دارند. نمونه‌اش 2بانویی هستند که در کوچه‌های محله «صاحب‌‌الزمان»(عج) زندگی می‌کنند؛ یکی‌شان سبزی و طراوت را به کوچه و آپارتمان‌های نقلی هم‌محله‌ای‌ها هدیه کرده و دیگری با هدیه گیاهان دارویی به همسایه‌های بیمار و سالمند برایشان سلامتی آرزو می‌کند. در این حال و هوای زیبای بهاری، گپ‌وگفت با این شهروندان خوش‌ذوق و دوستدار محیط‌زیست منطقه که معتقدند این کارشان هدیه مهربانی به هم‌محله‌ای‌هاست خالی از لطف نیست.

 آرامش در گرو دوستی با گل و گیاه

 

«ربابه نادعلی» بانوی جوانی است که باوجود گذر از مرحله سخت بیماری و درمان پرنشاط به نظر می‌رسد. او این انرژی را نتیجه سال‌ها دوستی و هم‌صحبتی با گل و گیاه می‌داند و معتقد است: «‌آنهایی که صدای نیایش طبیعت را می‌شنوند حال دلشان خوب است.» همین علاقه به گل و گیاه باعث شده تا امروز ایده‌ها و گیاهانی که او با عشق پرورش داده در جشنواره‌های متعدد گل و گیاه انتخاب شوند. نادعلی از آرامشی می‌گوید که در کنار گل و گیاه به دست آورده است: «خانه پدری‌ام در مازندران فضای مناسبی برای زندگی با گل و گیاه بود. روزی که با همسرم به تهران مهاجرت کردم بعضی از گل و گلدان‌هایم را با خودم آوردم. البته در تهران هیچ‌وقت فضایی وسیع برای تکثیر گل و گیاه نداشتم اما هر جا که ساکن شدم با سبز کردن حیاط و باغچه آن خانه سعی کردم خاطره و نام خوب از خودم به جا بگذارم.» او که چند سال درگیر بیماری و عمل جراحی بوده ادامه می‌دهد: «درواقع تنهایی و فراغتم را در کنار گل و گیاه پر می‌کنم. همین دوستی با گل و گیاه به من آرامش، امید و نشاط داد و باعث شد از تخت بلند شوم و بیماری را شکست دهم.»

 صدقه برای سلامتی

 

بانوی جوان ساکن خیابان فرشته آزادی که اهل شعر و کتاب و دست‌به‌قلم است اعتقاد دارد هر گیاهی پرورش می‌دهد و هدیه می‌کند به‌نوعی صدقه سلامتی‌اش می‌شود.
او از ثواب کار خیر و تأثیر آن در زندگی‌اش نیز چنین می‌گوید: «در کنار کارهای خیری مثل ساخت مسجد، مدرسه، کمک به ایتام که بسیاری لیاقت و توانایی انجامش را دارند گاهی با یک ‌قدم خیرخواهانه کوچک نیز می‌توان هم خدمت کرد و هم از ثواب معنوی آن بهره‌برد.» از کارهای خوب او کاشت درخت در فضای سبز و محله‌هایی است که ساکنشان بوده: «درخت می‌کارم تا شاید با استراحت یک نفر هم که شده زیر سایه این درختان و رفع خستگی‌اش برایم ثوابی نوشته شود. برای همسایه‌ها در باغچه سبزی و میوه می‌کارم. وقتی می‌چینند و لذت می‌برند و برایم دعای خیر می‌کنند بسیار خوشحال می‌شوم. من بیماری سختی را پشت سر گذاشتم و همین‌که امروز سلامت هستم از لطف خدا و دعای خیر دیگران است.»

کوچه‌ای پر از رنگ و عطر بوی گل

 

یافتن کوچه «محمدی» در محله کار سختی نیست. بوی عطر گل‌های رنگارنگ که سرتاسر کوچه را مزین کرده ما را به صاحب خوش‌ذوق این ایده می‌رساند. خوشرو و مهربان است. با یک سینی پر از شیرینی و شربت میزبان‌ما می‌شود. ترجیح می‌دهیم در همان کوچه با «خدیجه باقراف» هم‌صحبت شویم. می‌گوید: «چند سالی است در این محله زندگی می‌کنم. از وقتی خودم را شناختم به گل و گلکاری علاقه داشتم. گل‌ها مثل فرزندانم می‌مانند. از آنها مثل چشمانم مراقبت می‌کنم.» او که برپا کردن گلخانه‌اش را از یک گلدان در خانه‌اش آغاز کرده در حیاط و کوچه‌شان باغ‌راهی ایجاد کرده که هر بیننده‌ای را به وجد می‌آورد. مسئولان محیط‌زیست محله نیز به سبب سلیقه‌ای که برای ایجاد فضای سبز از خود نشان داده از او قدردانی کرده‌اند. باقراف می‌گوید: «در این فضای شهرنشینی که انگار آدم‌ها بین ساختمان‌های بلند و کوتاه محصور شده‌اند حیفم می‌آید این زیبایی را با همسایه و دوستانم شریک نشوم.»

خدا اینجاست

 

بانوی هم‌محله‌ای که ساعت‌ها وقتش را با گلدان‌هایش می‌گذراند معتقد است: «عشق به گل و گیاه نشاط و شادابی را به انسان هدیه می‌دهد. من روزگاری شرایط دشواری برای زندگی داشتم. گل و گیاه بهترین دوست و هم‌صحبتم شد. هر بار که ریشه کردند و وجودشان سبزتر شد خدا را در کنارم حس کردم و این آرامشی به من داد تا همه تلخی‌ها را پشت سر بگذارم. غصه‌هایم کمرنگ شد طوری که بانشاط و انرژی که به دست آوردم دیگر هیچ‌کدام از ناراحتی‌های زندگی در دلم جایی ندارد. پیشنهاد می‌کنم وقتی کسی دغدغه فکری دارد یا موضوعی او را ناراحت می‌کند با حضور در فضای سبز و عشق به پرورش گل و گیاه انرژی منفی را از خود دور کند.»

 گلدان هدیه می‌دهم

 

او گلکاری را فقط به فضای داخل و بیرون خانه اختصاص نداده بلکه با تشویق همسایه‌ها به ایجاد فضای سبز، فرهنگ کاشت و نگهداری گل را در محله‌اش‌‌‌ ترویج داده است. می‌گوید: «گاهی رهگذر یا همسایه‌ای که ازاینجا عبور می‌کند علاوه بر اینکه از این زیبایی بصری لذت می‌برد به او گل و گلدانی هدیه می‌دهم. با این هدف که او نیز به سبزتر شدن خانه و محله‌اش علاقه‌مند شود.» به اعتقاد باقراف در آپارتمان‌های کوچک امروزی هم می‌شود فضای سبز ایجاد کرد. او می‌افزاید: «الآن خانه با حیاط بزرگ کم پیدا می‌شود و اغلب شهروندان ناگزیر به زندگی در آپارتمان هستند. اینکه کسی بگوید آپارتمان فضای کافی برای گذاشتن گلدان ندارد به اعتقاد من حرف درستی نیست. اگر کمی ذوق و سلیقه از خود نشان دهند در همانجای کم هم می‌توان گلدان‌ها را به گونه‌ای چید که هم فضای زیادی اشغال نکند و هم محیط خانه را زیباتر کند.»

چای عصرانه در کنار گل‌ها

 

«دستش خیر است و به همه آشنایان و همسایه‌ها گلدان و گل رایگان می‌دهد.» این را «زهرا مؤمنی» از ساکنان کوچه محمدی می‌گوید: «خانم باقراف مشتاقانه گیاهان را هرس می‌کند و با مهربانی‌اش کوچه را زیباتر کرده که همین باعث جمع شدن همسایه‌های قدیمی در کوچه می‌شود.

هیچ دانه‌ای را دور نمی‌ریزیم

 

«مریم محمدی» یکی از همسایه‌های نادعلی در تعریف همسایه‌اش می‌گوید: «او نمونه است. هم در اخلاق و هم در گلکاری.» او ادامه می‌دهد: «از خانم نادعلی یاد گرفتیم که هیچ دانه‌ای دورریختنی نیست. او از همسایه‌ها می‌خواهد تمام دانه‌های میوه و گیاهان را جمع کنند. از آناناس تا نارنج و لیمو. همه را کاشته است.» محمدی لبخندی می‌زند و ادامه می‌دهد: «قرار است میوه‌هایش بین همسایه‌ها پخش شود.» او از پرنده‌ها در حیاط خانه‌شان که به‌واسطه وجود گل و گلخانه جمع می‌شوند می‌گوید: «از حضور پرنده‌ها نیز در حیاطمان کیف می‌کنیم. تخم‌گذاری پرنده آن‌هم بین درختچه کاکتوسی که توسط خانم نادعلی پرورش یافته باغچه خانه‌ما را باصفاتر می‌کند.»


۸ مهر ۱۳۹۷ ۱۲:۰۱
همشهری محله |
تعداد بازدید : ۲,۱۸۱

نظرات بینندگان

نام را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید